آیا می دانید وزنتان در سیارات دیگر چقدر است؟

یک واحد نجومی که با AU نمایش داده میشود فاصله خورشید تا زمین است. یکی از سیارات هشت گانه منظومه شمسی که از لحاظ بعد فاصله اش نسبت به خورشید در ردیف هفتم پس از زحل قرار گرفتهاست فاصله متوسط این سیاره تا خورشید۲٬۸۶۹٬۶۰۰٬۰۰۰ کیلومتر و۶۳ بار از کره زمین بزرگتر است.اورانوس ۲۷ ماه طبیعی دارد.این سیاره با چشم غیرمسلح دیده میشود . هستهی زحل با لایهی ضخیمی از هیدروژن فلزی مایع احاطه شده است، پس از این لایه یک لایهی مایع از هیدروژن مولکولی قرار گرفته که با افزایش ارتفاع کم کم وارد فاز گازی میشود.

جو درونی سیاره حدود 1000 کیلومتر (600 مایل) پایین تر از ابرها شروع می شود که در این نقطه گاز هیدروژن به مایع تبدیل می گردد. اما سؤالِ کُلیتر و بنیادیتری که این اپیزود به طرحِ آن منتهی میشود این است که اصلا ما بهعنوان جامعه چرا اینقدر به ابداع و به اشتراک گذاشتنِ اسطورهها علاقهمند هستیم؟ حقیقتِ فلجکنندهای که مورتی با آن چشم در چشم شده این است که آمریکا آن کشوری که در تمام این مدت فکر میکرد، نیست؛ که احساس خودبرترپنداریِ آمریکا هم درست مثل هر کشور دیگری از یک حقیقتِ محضِ بیطرفانه سرچشمه نمیگیرد، بلکه محصولِ اسطورهها و داستانهای ساختگی است و تمایلاتِ ناخودآگاهِ او برای باور کردنِ اینکه او و سبک زندگیاش غاییترین و بهترینِ نمونه در بین بشریت است باعث شده بود تا دربرابرِ تاثیر فریبندهی این افسانهها آسیبپذیر شود.

فلسفهبافیهای ریک دربارهی بیمعنایی هستی از اینکه به هیچچیز و هیچکس اهمیت نمیدهد سرچشمه نمیگیرد، بلکه از اینکه او اتفاقا بیشتر از هرکس دیگری به همهچیز و همهکس اهمیت میدهد سرچشمه میگیرد (برای مثال، او در همین اپیزود گرچه میتواند به یک دنیای موازی سفر کند و یک آدمپرندهای زندهی جایگزین برای خودش پیدا کند، اما بااینحال، روی احیای این نسخه از دوستش پافشاری میکند). نهتنها نسخهی بهتر فورانِ نِرد درونِ ریک را در اپیزود پارودی فیلمهای سرقتمحور دیده بودیم، بلکه اگر دنبال نسخهی بهتری از پارودی فیلمهای مافیایی توسط دَن هارمن هستید، میتوانید آن را در کامیونیتی (اپیزود بیست و یکمِ فصل اول)، سریالِ قبلی او پیدا کنید.

اما از طرف دیگر، ایدهی پرواز کردنِ ریک در فضا در اتاق خلبانی که به شکلِ داخل عمارتِ تونی مونتانا از صورت زخمی طراحی شده است، زیرکیِ غافلگیرکنندهی بهترین پارودیهای سریال را کم دارد؛ ارجاع به اکشن فینالِ صورت زخمی در پارودی فیلمهای مافیایی قابلپیشبینیترین ارجاعِ ممکن است و بسترِ مسخرهای که این ارجاع در چارچوب آن ارائه میشود هم نمیتواند آن را به چیزی فراتر از گرفتنِ یک نیشخند سُست از بیننده ارتقا بدهد. مواد فرار که شامل آب، متان کربن دی اکسید و دیگر مواد با ارزش که بر روی زمین زیاد و ارزان هستند اما در فضا خیلی با ارزش هستند در تلهی انجمادی ما گرفتار شده اند ما در ماموریت های حفاری فضایی سیارک ها را دقیقا اینطور حفاری خواهیم کرد.

بنا بر اين ،عملا بايد گفت كه فضا بي انته است. رقابتِ خواهر و برادری سامر و مورتی بر سر توجه و محبتِ ریک ستونفقراتِ عاطفی این اپیزود را تشکیل میدهد. دانشمندان توانسته اند با علم و تجهیزات جدید اندکی از جزئیات کره زمین با خبر شوند البته این تمام اطلاعات مرتبط با کره زمین نیست. 13- فیلسوفان مسلمان از مصادیق نفسالامر تفاسیر گوناگونی ارائه دادهاند که برخی از آنها عبارتند از: 1- علم الهی 2- عالم مجردات 3- عالم امر 4- عالم اعلی 5- اعیان ثابته 6- ربالنوع انسانی 7- اسماء الهی 8- عقل کل 9- لوح محفوظ 10- کتاب مبین 11- نفس کلی 12- مثل افلاطونی 13- قلب انسان کامل 14- عقل فعال 15- شیطان و تفاسیری از این دست (عارفی، 1388: 143). آشکار است که برخی از این تفاسیر تا حد بسیار زیادی متأثر از مشرب عرفانی است و در این نوشتار به هیچ وجه مقصود از نفسالامر در حکمت اسلامی چنین تفاسیری نیست.

به بیان دیگر، اسطورهشناسی آمریکا این کشور را نه بهعنوانِ واقعیتِ ساختهی دست بشر، بلکه بهعنوان بیطرفانهترین، درستترین و طبیعیترین نتیجهی روندِ تاریخ جلوه میدهد. پس، برخی از بهترین اپیزودهای ریک و مورتی آنهایی هستند که قابلیتهای فرابشری و رفتارِ سمی ریک را نه بهعنوانِ چیزی غبطهبرانگیز که فانتزیِ قدرتِ مخاطبان را سیراب میکند، بلکه بهعنوان راههایی که او از آنها برای گریختن از خودش و برهنه کردنِ آسیبپذیریاش استفاده میکند، به تصویر میکشد؛ رفتاری که به صدمه دیدنِ بیشتر اطرافیانش منجر میشود.

مشکل این است که این نوعِ اسطورهپردازیِ تاریخی میتواند روی نحوهی رفتارِ یک کشور تأثیرگذار باشد. درنهایت، این اپیزود فقط در صورتی میتواند جذاب باشد که آن را بهعنوان نخستین اپیزودی که از ریک و مورتی دیدهاید، تماشا کنید. مورتی زبانِ اطمینانبخشِ اسطورهشناسی را که براساس آن بزرگ شده بود، از دست داده است؛ مورتی متوجه شده است که او صرفا به خاطر اینکه در داخلِ مرزهای مندرآوردیِ یک کشور به دنیا آمده است، استثنایی نیست. گرچه ریک از بچه داشتنِ آدمپرندهای اطلاع دارد و با اینکه میتواند و خودش خوب میداند که دوستش با افشای این حقیقت خیلی سریعتر و راحتتر برای بازگشت به زندگی متقاعد خواهد شد، اما در عوض، تصمیم میگیرد تا با بیاطلاع نگه داشتنِ آدمپرندهای دربارهی بچهاش، از راههای به مراتب پُردردسرتر و خطرناکتری برای متقاعد کردنِ او استفاده کند.

متاسفانه هنوز دلیل علمی مشخصی رابرای این واقعه کشف یا ثبت ننموده اند. یا ایدهی ریک برای اختراع یک رُبات جدید به اسم «رندوتران» برای مقابله با قدرتِ پیشگویی هایستوتران را در نظر بگیرید. این ممنوعیت سال ها به طول انجامید تا آن که گالیله با اختراع تلسکوپ و اثبات چرخش سیارات به دور خورشید، این باور را به ثبت رسانید. ۲۷-یک بار گردش ماه به دور زمین تقریباً چند روز یا هفته طول می کشد؟ برای مثال، این احساسِ حقانیت و خوداستثناپنداریِ ناشی از اسطورهشناسی آمریکایی یکی از چیزهایی است که این کشور از آن برای توجیه برخی از اعمالِ وحشتناک گذشتهاش استفاده میکند (از تبعیض نژادی در داخل مرزهای خودش تا تهاجمهای غیرضروری به کشورهای خاورمیانه یا سرنگون کردنِ دولتهای دموکراتیک در آمریکای لاتین).

پس از اینکه مورتی سرنگونی تمام چیزهایی را که دربارهی آمریکا میدانست میبیند، میگوید: «همیشه فکر میکردم خاصتر از این حرفا باشیم. درخشان ترین سیاره ناهید درخشان ترین سیاره و و پر نورترین شیئ در آسمان شب پس از ماه است. بالاخره آمریکا تحتتاثیر اسطورهشناسیاش پیش خودش فکر میکند: «اگر ما بهترین کشور دنیا هستیم، پس رفتارمان حتما قابلتوجیه است». سریال بهوسیلهی داستان این بیگانگان میخواهد بگوید نهتنها بسیاری از اسطورههای تاریخیِ آمریکا به اندازهی ایدهی تأسیسِ روز شکرگذاری توسط بیگانگان یک مُشتِ داستانهای تخیلی، ابسورد و رندوم هستند، بلکه این باورِ جمعی اشتباه که استعمارگران اروپایی و سرخپوستانِ بومی آمریکا بهطرز مسالمتآمیزی با یکدیگر زندگی میکردند را زیر سؤال میبَرد.

به بیان دیگر، سریال اسطورهشناسیاش را همچون یک رویدادِ مهم جلوه نمیدهد، بلکه خیلی عادی و طبیعی با آن رفتار میکند. تکه دیالوگی که بهطور خیلی گذرایی به این نکته اشاره میکند که نهتنها ریک با قتلِ همسر و دخترش وحشتِ پوچی را متحمل شده است، بلکه تلاش او برای استخراج معنا از آن ازطریقِ انتقامجویی هم همانقدر پوچ است و با هر آدمِ تازهای که در این راه میکُشد، گودالِ پوچیِ مرگ خانوادهاش عمیقتر میشود.

دیدگاهتان را بنویسید