محیط مشتری احتمالاً برای زندگی مساعد نیست

این ساختار غولپیکر، توسط تمدنی پیشرفته از موجودات فضایی ساخته شده و در اطراف این ستاره گردش میکند. اگر مجموعه سیارکهای موجود در مجموعه دایسون، در منظومهای قابل قیاس با فضای داخلی سیارات منظومه شمسی در حال گردش باشند، هر یک بار گردش آنها به دور ستاره تابی ممکن است چندین ماه و یا چندین سال به طور بینجامد. این در حالی است که همین سیگنال فاصله زمین تا ماه را تنها در حدود 1.3 ثانیه پیمایش میکند! سازهای با شعاع 3.4 میلیون کیلومتری، به اندازهای بزرگ است که ارسال یک سیگنال رادیویی از یک سمت آن به سمت دیگر، حدودا 11.6 ثانیه زمان میبرد!

با این تفاسیر، دانشمندان برآورد میکنند که وسعت این ابر سازه عظیم ، چیزی در حدود 2.2 میلیون کیلومتر باشد. وسعت این سازه عظیم در داستان علمی تخیلی رینگورلد، چیزی در حدود 1.6 میلیون کیلومتر است و میتواند تابش نور خورشید را از دیدگاه یک ناظر در راستای آن، به طور کامل مسدود سازد. این ستاره، 1.43 برابر نسبت به خورشید جرم بیشتری داشته و قطر آن نیز 1.58 برابر نسبت به آن برتری دارد. شعاع این مجموعه از اشیا، میبایست 5 برابر بیشتر از خورشید بوده و حتی از ستاره تابی نیز بزرگ باشد! گرفتگی ناشی از آن، چندین روز یا هفته به طور خواهد انجامید، تا اینکه در نهایت این شی از بین زمین و خورشید خارج شود.

با این حال، چندین فرضیه مختلف برای چنین مسئلهای مطرح شده که برخی از آنان تا حدی علمی و برخی دیگر بیشتر به فیلمهای علمی تخیلی نزدیک هستند! به عنوان مثال، در یک توضیح علمی آمده که رفتارهای نامنظم روشنایی این ستاره را باید به حلقههای یک سیاره فرازمینی نسبت داد. به عنوان مثال، ایستگاه فضایی بینالمللی با وسعت 108 متری، از دیدگاه یک ناظر مریخی بسیار بسیار کوچک دیده می شود! مدل مذکور که «مجموعه دایسون» نام دارد، با سادگی بسیار بیشتری نسبت به «کره دایسون» ساخته میشود.

آندرس ساندبرگ (Anders Sandberg) به عنوان یکی از محققان موسسه آینده انسان بر این باور است که تنها راهحل پایداری اصول کره دایسون، مفهومی تحت عنوان «حباب دایسون» است. همانطور که گفته شد، سیارهای با قطر مشتری، تنها میتواند 1 درصد از نور خورشید را افت دهد. ابری کرویشکل و بزرگ به نام ابر اورت منظومهٔ شمسی را دربرگرفته که دامنهٔ آن از ۲٬۰۰۰ تا ۵٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید آغاز میشود و به گستردگی ۵۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید ادامه مییابد.

این عمل سبب میشود که ناظران زمینی، این کره را همانند یک ستاره نورانی و یا منبع گرمایشی بسیار عظیم تصور کنند. خیلی ساده تر بخواهیم بگوییم یعنی سیاره زهره یا ونوس یک استثنا است، زیرا جو متراکم آن به عنوان یک گلخانه عمل کرده و سطح آن را بالاتر از حتی نقطه ذوب سرب، حدود ۸۸۰ درجه فارنهایت (۴۷۱ درجه سانتیگراد) گرم می کند. چنین ساختار عظیمی اگر در مدار خورشید ساخته شود، شعاع آن چیزی در حدود 149 میلیون کیلومتر و محیط آن حدودا 940 میلیون کیلومتر خواهد بود.

شعاع خورشید چیزی در حدود 695 هزار کیلومتر است. KIC 8462852 یک ستاره از نوع F با فاصله 1300 سال نوری از زمین است که حرارت بسیار بیشتری نسبت به خورشید دارد. برای درک صحیحتر این موضوع، تصور کنید که یک شی بسیار بسیار بزرگ از بین زمین و خورشید عبور میکند. در این مدل، اشیای بسیار بزرگ و عظیم، به علت فشار تابشی حاصل از بادبانهای بزرگ خورشیدی و همچنین حرکت ثابت نسبت به ستاره مادر، در محل خود ثابت باقی میمانند؛ چیزی که در مورد ستاره تابی صدق نمیکند.

بر اساس این مدل، موجودات فضایی میتوانند یک کره عظیم را در مدار ستارههای خود ایجاد و با این کار، بخش قابل توجهی از انرژی آن را دریافت کنند. بسیاری از ستاره شناسان بر این باورند که برخورد جرمی تقریبا در ابعاد زمین با اورانوس، در اوایل دوران تشکیل سیاره، منجر به ایجاد چنین انحراف شدیدی شده است. شاید یکی از دلایلی که باعث می شود نویسندگان و منتقدان بسیاری این رمان را واقعی بدانند، حادثه سقوط هواپیمای آنتوان در یک بیابان باشد و این وجه مشترک بین زندگی شخصی نویسنده و روایت اثرش، همیشه علامت سوالی برای طرفداران این نویسنده ایجاد کرده است که جوابش را کسی نمی داند.

هوا همیشه از جایی که فشار بیشتری دارد به سمت جایی که فشار کمتری وجود دارد جریان می یابد و به این ترتیب، باد به وجود میآید. این سحابی، ابری بزرگ از گاز و غبار سرد بود که احتمالا از برخورد یک ابر یا موج سوپرنوا به وجود آمده است. کوچکترین سیاره فرازمینی که تلسکوپ فضایی کپلر موفق به کشف آن شده، کپلر 37 بی (Kepler 37b) نام داشته و اندکی هم از کره ماه بزرگ است.

در این سال، تلسکوپ فضایی کپلر (Kepler Space Telescope)، سعی بر آن داشت سیاراتی مشابه با ویژگیهای زمین را در مدار هزاران ستاره دیگر مورد بررسی قرار دهد. اگر یک ستاره توسط مجموعه دایسون احاطه شده باشد، هرکدام از قطعات آن در اندازه یک سیارک هستند و برای تشکیل این آرایش، هزاران عدد از این سیارکها لازم است. ولی در این مورد، باز هم برای قابل رویت بودن این اجرام فضایی، لازم است که اندازه آنان بسیار بزرگتر از حد معمول باشند. اگر ستاره تابی توسط مجموعهای از اجرام فرازمینی احاطه شده باشد، حجم این سیارکها حتی از ستاره مرگ (Death Star) در جنگ ستارگان (Star Wars) هم بزرگتر خواهد بود!

اما ستاره تابی به وضوح توسط یک مجموعه کاملا جامد از اشیای فرازمینی احاطه نشده؛ چرا که نور این ستاره همچنان قابل دیدن است. به طور معمول، زمانی که یک سیاره فرازمینی از مقابل ستاره عبور میکند، موجب مسدود شدن تابش نور آن به سمت زمین میشود. دیوید کیپینگ (David Kipping) به عنوان یکی از اخترشناسان دانشگاه کلمبیا (Columbia University)، معتقد است که رفتار عجیب ستاره تابی به علت عبور اشیای طبیعی از مقابل آن است. کتی مک (Katie Mack) به عنوان اخترفیزیکدان دانشگاه ملبورن (University of Melbourne) معتقد است که ساخت این سازه بزرگ، نیازمند یک پیوند مولکولی بسیار قدرتمندتر از مولکولهای یافت شده بر روی زمین است.

اجرام جمعشده نهایتا دچار یکی از این دو سرنوشت میشدند؛ یا به یکدیگر میچسبیدند و یک قمر تشکیل میدادندو یا روی سطح سیاره سقوط میکردند. این تلاشها، نهایتا منجر به اکتشاف ستاره تابی یا KIC 8462852 شد. اما یافتههای تازه از سوی شپرد و همکارانش باعث شد تا مشتری در این مورد در ردهای جلوتر از کیوان باشد. یکی از این تصمیمات توقف استفاده از سوختهای فسیلی بوده که باعث آزاد شدن حجم فوقالعاده زیادی از گازهای گلخانهای در اتمسفر زمین میشوند. دارا بودن ویژگیهایی از قبیل ساب پذیری بالا، مقاومت زیاد، جذب آب پایین در این سنگ باعث شده تا به یک سنگ پرطرفدار و پرکاربرد در بین سازندگان تبدیل شود.

در واقع هر جسمی که در نزدیکی یک ستاره قرار داشته باشد، با دریافت نور این ستاره مقداری از آن را جذب و مقداری را در طول موجی بلندتری مجددا از خود منتشر میکند. رفتار عجیبی که این ستاره در هنگام انتشار نور از خود نشان میدهد، سبب شده که دانشمندان وجود ابر سازه بیگانگان در مدار آن را علت این امر معرفی کنند. این ستاره، هیچ نظم خاصی در انتشار نور ندارد و در بازههای زمانی مختلف، جسمی ناشناخته از رسیدن نور این ستاره به زمین جلوگیری میکند.

هر سازهای که در مدار این ستاره ساخته شده باشد، به اندازیای بزرگ است که نور این ستاره را به شکل قابل توجهی مسدود میکند. در واقع بدون وجود یک نیروی کنترلی، سیارکها و یا اجرام تشکیل دهنده این ستاره ممکن است به حالت یک دیسک تغییر شکل دهند؛ چرا که هر جسم در این مدار، ممکن است تحت تاثیر اجرام دیگر در نزدیکی خود قرار بگیرد. ولی الگوی رفتاری عجیب ستاره تابی، با این ساختار حلقهای سازگاری ندارد و افت روشنایی آن را نمیتوان به این شکل از ابر سازه بیگانگان نسبت داد.

با این تفاسیر، به چه علت دانشمندان از نسبت دادن الگوی رفتاری ستاره تابی به بیگانگان، سر باز میزنند؟ اما در برخی موارد، این پدیده با آهنگ خاصی رخ نداده و سبب میشود که علت وقوع آن در هالهای از ابهام قرار گیرد. اساسا در پی وقوع این پدیده، ابر سازه بیگانگان باید شروع به گرم شدن کرده و مقداری از انرژی این ستاره را نیز به خود جذب کند.

با این فرضیه، ابر سازه بیگانگان بسیار عظیمتر آن است که در تصورات ما بگنجد! دما در این سیاره بسیار بالا و پایین میشود. مسافت هر سال نوری برابر با 9.5 هزار کیلومتر تخمین زده میشود. ستارهشناسان معتقدند که وجود ابر سازه بیگانگان در مدار ستارگان، موجب کاهش چشمگیر انرژی آنها میشود. یک دلیل این است که ابر سازه بیگانگان در صورت وجود داشتن، نور ستاره مادر را جذب کرده و تابشهای مادون قرمز را به شیوهای خاص از خود منتشر میکند. درخشش نامنظم نور ستارهها در فضا، پدیدهای است که ستارهشناسان را در کشف سیارات فرازمینی یاری میکند. یک سیاره غولپیکر و عظیم همانند مشتری، در بیشترین حالت تنها قادر است 1 درصد از نور ستاره خود را محدود کند.

دیدگاهتان را بنویسید