همه آنچه که درباره نیبیرو یا سیاره ایکس باید بدانید!

علت بزرگ و کوچک به نظر رسیدن زهره، نزدیک و دور شدن آن به زمین، هنگام پیشروی در مسیر دایره ای خود به دور خورشید می باشد. در واقع میماس یکی از نزدیک ترین قمر های این سیاره بوده و در مداری حرکت میکند که می تواند هر 24 ساعت یکبار به دور این سیاره بگردد. با این حرکت یک سال شمسی شکل می گیرد و سرعت حرکت انتقالی در نزدیکی خورشید زیاد است. حرکت کند این سیاره در پس زمینه ستارهها سبب شده است تا آشوریان باستان به این سیاره لقب Lubadsagush را بدهند.

ستاره شناس بریتانیایی، ویلیام هرشل (William Herschel)، در سال ۱۷۸۱ موفق به کشف آن گردید. به اعتقاد کامرون اگر بتوانیم به آلفا-قنطورس بنگریم و بدانیم که پاندورایی در آنجا قرار دارد، محرکی برای آغاز سفر به این نقطه از جهان هستی را به دست خواهیم آورد اما عبور از فضای میان ستاره ای دورنمایی بی اندازه ترسناک است که حتی با داشتن توانایی برای سفر با سرعت نور، سرعتی که انسان برای دستیابی به آن از محدودیت فیزیکی برخوردار است، سفر رفت و برگشت به چنین سیاره ای 8.8 سال زمان خواهد برد. اوتاکاوا و سایر اجرام آسمانی با این جرم و سایز چنین قابلیتی ندارند.

در این صورت اگر سیاره ای شعاعی کمتر از 100 کیلومتر و وزنی کمتر از 10 به توان 18 کیلوگرم داشته باشد، کوچک تر و سبک تر از آن خواهد بود که بتواند خودش را گرد کند. وقتی جرمی با به هم پیوستن سنگ هایی متفاوت تشکیل شده باشد می توان لایه های مختلفش را از هم تشخیص داد. اوتاکاوا به جای اینکه یک جرم یک دست آسمانی باشد کلکسیونی از ذرات مختلف با جنس و ساختار متفاوت است که صرفا به هم چسبیده اند. یعنی ساختارش نشان می دهد که دو جرم کاملا مجزا با دو تراکم کاملا متفاوت به دلیل جاذبه کنار هم قرار گرفته اند و اوتاکاوا را تشکیل داده اند.سه فاکتوری که در قسمت های بالا گفتم را همه خرده سیارک ها دارند.

عکس دیگری از زهره که با کنار هم قرار دادن دادههای دو رصدخانه در سال 2015 تهیه شده است. ویژگی های دیگری هم هست که می تواند به سیاره ها در گرد شدن کمک کند. این مورد لزوما در همه خرده سیارک ها اتفاق نمی افتد اما اوتاکاوا مثال بارزی از به هم پیوستن دو جرم جداست. مریخ دو ماهواره دارد – دیموس و فوبوس. مریخ همچنین خانه ی بزرگترین آتشفشان در منظومه شمسی است.

بازیکنان فضانوردهایی رو به مریخ می فرستند تا نواحی مختلف این سیاره را اکتشاف کنند, و سپس برای کسب اکثریت در منطقه شان رقابت کنند و منابع ارزشمند مریخ را استخراج کنند، تا بتوانند برنده بازی شوند. اولین قدم برای گرد شدن… البته گرد بودن به این صورت فقط یک طرف قضیه است. میماس، قمر زحل یکی از بهترین مثال های این قضیه است. قطر زهره حدود 12000Km میباشد، و این یعنی اینکه قطر ظاهری آن میتواند به یک دقیقه قوسی برسد. تعادل هیدرواستاتیک یعنی ترکیبی از جاذبه و گردش سیاره! تعادل هیدرواستاتیک همان فاکتور اصلی است که گفتم.

کوچک ترین جرمی که تعادل هیدرواستاتیک دارد بزرگترین سیارک یا همان سیاره کوتوله سرس است. دلیلش این است که نیروی بین اتم ها و مولکول ها که همان نیروی اکترومغناطیسی الکترون هایشان است قوی تر از نیروی جاذبه شان با این اندازه است. اما هیچ کدام از این خرده سیارک ها گرد نیستند. میماس یکی از قمر های زحل است که شعاعی به اندازه 200 کیلومتر دارد اما گرد است. اجرام یخی به شعاع 200 کیلوتر می توانند گرد باشند اما تا وقتی که به شعاع 400 کیلومتر نرسند خبری از تعادل هیدرواستاتیکی نیست.

تا به این جای کار می دانیم که اگر سیارکی شعاعی بیشتر از 200 کیلومتر و تراکمی مانند آب و یخ داشته باشد یا شعاعی بیشتر از 400 کیلومتر و تراکمی مانند سنگ داشته باشد به راحتی می تواند گرد شود. البته همیشه شانس این هست که سیارکی جرم بیشتری جذب کند و آنقدر بزرگ شود که بتواند خودش را گرد کند. یعنی جاذبه شان آنقدر قوی هست که آنها را به عنوان جرمی مستقل در کنار هم نگه دارد.

خب ضربه ای به این اندازه باید تمام قمر را از بین می برد و نیروی جاذبه اش هم آنقدر قوی نبوده که شکلش را حفظ کند و جلوی نابودی اش را بگیرد. مثلا باید شعاعی به اندازه 400 تا 500 کیلومتر می داشت تا بتواند گرد شود. اگر میماس از چیزی مانند سنگ و فلز ساخته شده بود باید خیلی بزرگتر از اینها می بود تا بتواند گرد شود. اما اگر جاذبه تا این اندازه قوی نباشد سیاره گرد می شود اما دوباره به تعادل هیدرواستاتیکی بر نمی گردد. اگر نیروی این فشار به اندازه کافی قوی باشد می تواند بر نیروی بین اتم ها و مولکول ها پیروز شده و شکل جرم را تغییر دهد.

نیرویی که اتم ها و مولکول ها را بر حسب تراکمی که دارند به سمت مرکز می کشاند اما این را هم نباید فراموش کرد که نیروی دیگری بین اتم ها مولکول ها وجود دارد. ذرات به هم می پیوندند و خاک یا هر چیز جامد دیگری از این دست را شکل میدهند. سه روز بعد «زهره نشین» دیگری از فضاپیمای ونرا ۱۰ در ۲۲۰۰ کیلومتری محل فرود زهره نشین ونرا ۹ در سطح زهره نشست و این بار به مدت 65 دقیقه اطلاعات جمع آوری کرد. سياره پلوتو یا پلوتون بر اساس فاصله از خورشيد ، بعد از سياره نپتون قرار داشته و از نظر بزرگی – پس از اریس – دومین سیاره کوتوله منظومه شمسی است.

دو سیارک نمی توانند عناصر مداری یکسانی داشته باشند یا در یک مکان قرار بگیرند. درحالحاضر، دو نظریهی اصلی برای نحوهی شکلگیری سیارهها وجود دارد. اسطورهشناسیها در بنیادینترین تعریفش برای فراهم کردن و حفظ تدوامِ یک هویتِ جمعی برای گروهی از انسانها ضروری هستند؛ آنها با مهیا کردنِ داستانی که گذشته، حال و آیندهی یک جامعه را توضیح میدهند (چرا به وجود آمدند؟ چرا اینجا هستند؟ و چه سرانجامی خواهند داشت؟)، یکجور حس انسجام، معنا و پیوستگی به آن جامعه میبخشند؛ آنها وسیلهای برای نظم بخشیدن به هرجومرجِ هستی و متراکم کردن پیچیدگی سرسامآورِ تاریخ هستند. این برخورد باعث انفجارهای مهیبی شد که بعضی از آنها قطری بزرگتر از قطر زمین داشت.

دیدگاهتان را بنویسید