CPH Theory نظریه سی پی اچ

اما، با وجود این، چگالی نسبتا بالایی دارد، که به ما امکان می دهد نتیجه بگیریم که فلزات زیادی در اعماق آن وجود دارد. سطح مریخ در نیمکره جنوبی بسیار قدیمی و در نتیجه دارای چاله های بسیار زیادی است. عطارد بسیار نزدیک به خورشید است، به همین دلیل دمای بسیار بالایی دارد و به دلیل نزدیکی به خورشید، فلزاتی مانند روی یا سرب در چنین دماهایی به بخار تبدیل می شوند. هرمز نیز همانند زمین و اکثر سیارات، مانند یک آهنربای بزرگ عمل میکند.

اما روشن است که مکانیکی اندیشیدن و انسان و جامعه ­انسانی را مانند یک ماشین بی­جان انگاشتن که فاقد عقل و هوش و عاطفه و احساس است و هرگونه او را تنظیم نمایند، کار می­کند، انسان را دست­بسته نظام اجتماعی و بلکه نظام طبیعت می­کند. در واقع گمراه کننده خواهد بود چنان چه دیدگاه کانت در مورد وجود بر مبنای رویکرد منطقی مابعد-فرگهای13 تعبیر شود − رویکردی که بر مبنای آن، وجود صرفاً یک سور (Quantifier) و یا محمولی مرتبه دوم است.

گزارههای وجودی، چون ”الف وجود دارد“، از نظر منطقی صورت درست-ساختی دارند که میتوانند صادق یا کاذب باشند. بنابراین، در بیان اینکه ”مادّۀ تاریک وجود دارد“، ما مفهوم” مادّۀ تاریک “ را به استخدام میگیریم تا چیزی دربارۀ مصداق آن (یعنی مادّۀ تاریک) بیان کنیم. با گذاشتنِ نسخهبدلِ «بلند» به جای «سمند»، مفعولِ جمله از بین میرود و اشکال معنایی پیش میآید؛ بدین شکل که پیامبر (ص) باید چه چیزی را از چرخ بگذراند؟

به طور خلاصه به نظر میرسد دیدگاه کانت در مورد وجود منجر میشود به (1) تناقض (مشکل تناقض) و (2) محذور ذوحدّین، که بر مبنای آن یا باید نوعی ایده الیسم پذیرفته شود و یا اینکه همۀ گزارهها تبدیل به شبه گزاره و یا همان گویی شوند (مشکل بیهوده گویی). در این صورت، مفهومِ نخستینِ موضوع به مفهومی چون” مادّۀ تاریک بعلاوۀ وجود “یا” مادّۀ تاریکِ موجود“ تبدیل می شد. ابر مادهی دور خورشید تنها مدت کوتاهی دوام میآورد؛ یا به سیاره تبدیل میشود یا کاملا ناپدید میشود. به طور متوسط در کل سیاره ، دما 60 درجه زیر صفر میباشد به این ترتیب که در نواحی قطبی و در طول زمستان دما تا 125- درجه سانتیگراد میرسد و در نواحی استوائی دما تا 20 درجه سانتیگراد در اواسط روز میرسد .

اولاً ترکیب «آلودگی کردن» در نسخۀ بصیرمژدهی، ترکیب نادرستی است؛ ثانیاً ربط مصراع اول و دوم در هر دو نسخۀ بصیرمژدهی و مسکو به صورتی که ضبط کردهاند، آشفته میشود: پیشۀ خاک این است که گَردِ راه باشد، پس اگر منِ خاکی نیز آلودگی کردم (یا آلوده شوم)، باکی نیست! توضیح: «سُفت» در معنای کتف و شانه و «نَسُفته» در معنای سوراخ نشده است؛ منظور از «تختِ نَسُفته» به استعاره، بُراق، اسبِ پیامبر(ص) است، از آن جهت که هر تختی به جهت میخکاری، دارای سُفتگی است اما این تخت (اسب) نَسُفته است. از این رو ’وجود‘، محمولی واقعی نیست که هم چون عاملی برای تعیین اینکه اشیاء چیستند، به کار رود.

بنا بر این، ’برهانی که نشان می دهد که ’وجود‘، محمول ”واقعی“ نیست، هم چنین نشان میدهد که هیچ محمولی نمیتواند واقعی باشد ‘(شیفر 310 :1962). “راهی را نشان میدهد که بر مبنای آن تلاش میکنیم به طبیعت و ماهیت اشیاءِ پیرامون خود پی ببریم. معنای دو بیت و ارتباطِ منسجمِ مصرع ها مشخص است؛ نظامی میگوید ما گردشِ افلاک را از دور مشاهده میکنیم و همین قدر میدانیم که این گردش، بیهوده نیست و گردانندۀ صاحباختیاری در کار است. هنوز مشخص نیست که آیا آب بیشتری در زیر این سطح قرار دارد یا خیر، زیرا کاوشگر نمی تواند عمق بیش تری را مشاهده کند.

مشتری حداقل دارای ۶۳ قمر است که ۱۶ قمر آن قطری بیش از ۱۰ کیلومتر دارند. 13. کمینه فاصله ی نپتون با زمین 4.3 میلیارد کیلومتر می باشد. هنگامی که زهره با زمین و خورشید همسو است ، با فاصله متوسط 41 میلیون کیلومتر (25.5 میلیون مایل) با ما فاصله دارد. ستارهشناسان با تلسکوپهای مستقر در زمین و ماهوارههائی که در مدار زمین میگردند به مطالعه مشتری میپردازند. مریخ، که از سیاره ما خیلی کوچکتر است زودتر از زهره و زمین خنک شد.

برای مدت طولانی اعتقاد بر این بود که این سیاره همیشه از یک طرف به خورشید چرخیده است، زیرا دوره های دید آن از زمین با تناوب تقریباً برابر با چهار روز عطارد تکرار می شود. توضیح: این ابیات، بیانگر مشربِ اشعریِ نظامی است؛ وی میگوید من میدانم حکمِ ازلیِ خداوند در موردِ بندگان تغییری نمیکند و ما در این دنیا در واقع بازیگرِ نقشی هستیم که برای ما از قبل نوشته شده است ولی به هر حال به دعاهایم برای تغییر قلمِ الهی، دل خوش کردهام. توضیح: سِماک، نام دو ستاره در پای صورتِ فلکیِ اسد است؛ نظامی در این بیت خطاب به پیامبر (ص) و در ستایشِ او در شبِ معراج میگوید سمندِ خود (بُراق) را از آسمان عبور بده و با کمندِ خود، قدسیان را به انقیادِ خود درآور.

اجازه دهید این مشکل را ”مشکلِ بیهوده گویی“ بنامیم تا در ادامۀ مقاله به ارزیابی آن بپردازیم. در ادامۀ مقاله دیدگاههای کانت در مورد مفروضات (ج) و (د)، یعنی مسئلۀ وجود و گزارههای وجودی بحث و بررسی خواهد شد. مفروضات (الف) و (ب) موضوع بحث ما نیستند؛ لذا به بررسی آن ها و نقد کانت از آن ها در این مقاله نمیپردازیم. آخرین نکته این است که دیدگاه کانت در مورد وجود سازگار و بدون مشکل است. با توجه به این مشکل، جِرُمی شِیفر3 (310 :1962) این نکته را بسیار غریب مییابد که چگونه است استدلال کانت بر علیه برهان وجودشناختی برای مدتی چنان طولانی همچنان بر پای ایستاده است، و هنوز هم توسط فلاسفه ستایش میشود.

اخترشناسان معمولاً این مولکول ها را “یخ” می نامند، اما واقعاً دلیل خوبی برای آن وجود ندارد، به جز این مورد که در هنگام تشکیل این سیارات برای اولین بار، عناصر تشکیل دهنده آن ها احتمالاً به شکل جامد بوده اند. به دلیل شباهت به زمین، اعتقاد بر این بود که در اینجا زندگی وجود دارد. به این هم نیازی نداریم که کانت را بر مبنای رویکرد فرگه در مورد وجود تفسیر کنیم. 228 :1974) ”دیدگاه کانت-فرگه در مورد وجود“ نامیده است، تفسیر کنند. گزارههای وجودی که در آنها ’وجود دارد ‘ یا ’هست ‘محمول است، گزارههای تحلیلی هستند.

دیدگاهتان را بنویسید